... زندگی بهشتی...

*در بند کسی باش که دربند حسین است*

وای بر یک نفرها.....

بسم الله الرحمن الرحیم....

دربین شان مرسوم است انگار....تازه عروس ها بلافاصله بعداز ازدواجشان همان ماه های اول عروسی باردار می شوند...

دوران عقدم این را فهمیدم که برعکس خانواده ما که دخترهایمان تمایلی به داشتن فرزند ندارند خانواده شوهرم به شدت بچه دوستند و زود سه نفره می شوند....


همسرم به شدت به بچه ها و بچه داشتن علاقه منداست ...این را همه حتی توی خواستگاری گفتند....انگار ازهمان اوایل اعلام می کردند که زودتر باید بچه دارشوید....


من هم عاشق بچه ام...یعنی هردوی ما دیوانه وار درمورد فرزند نداشته مان خیال پردازی می کنم...یادم هست یکروز تعطیل امین با حسرت گفت اگه الان بچه داشتیم انقدر حوصلمون سر نمی رفت ....


اما تاخییر چندماهه این امر باعث شده کنایه ها از گوشه و کنار به گوشم برسه...حتی دلم را شکسته...اینکه یک نفری با افتخار گفت من همون ماه اول ازدواجم باردار شدم...یا وقتی یک نفر دیگر گفت :فلانی بود زودتر از شما ازدواج کردااا حامله اس!....


دلم شکست وقتی یک نفری گفت :نکنه فلان مشکلو داری که بچه دار نمی شی بیا تا بهت بگم چکارکنی بیا فلان چیزو بخور ....


یک خانمی توی فامیل شوهرم باردارشد و بعداز سه ماه بچه ازبارش رفت ..یک نفری با لحن بدی گفت:خداروشکر که بازم میدونه شکم زاییدن داره........


تقصیر خودمان است که گذاشتیم یک نفرها علاقه بی حد و.حصرمان به این موضوع را بفهمند.....


تقصیر خودمان است التماس دعا بهشان گفتیم 

تقصیرخودمان است زیادی به این موضوع علاقه داریم...


یادم هست ماه عسل عروسیمان درمشهد چند دست لباس نوزادی خریدیم  و حتی توی کمد اویزانشان کرده بودیم...


اما همین چندوقت پیش دلشکسته از حرف همین یک نفر ها 

همه شان را پرت کردم توی کمدهای بالایی تا نبینمشان بعدم همه زا جمع جور کردم و گذاشتم توی یک چمدان تا نبینمشان.......


دلشکسته تر از اون دکتری شدم که وقتی بهش گفتم میخوام اقدام کنم برای بارداری برام قرص بنویسید بهم خندید و.گفت شما فلان ایرادو داری بچه دارنشی بهتره.....نه دارو نوشت نه ازمایش ...

دیگه دکتر نرفتم.....


دل شکسته ام....ازدعاهایی که انگارگناهانم مانع براورده شدنشان است....

دلشکسته ترازامین که مدتیست شبیه این مردهای چهل ساله گیرداده که مشکل از اوست که تاخیر افتاده ...

 

دل شکسته از خودم که  دوران عقد به امین گفتم :امین اگه یروز بفهمم بچه دار نمیشم خیلی اروم و راحت از زندگیت میام بیرون تا تو قربانی من نشی ...


وای بحالتان یک نفرها لعنت خدا به شما که روحم را پریشان کردید...

چطور جواب خدارا خواهند داد باحرف هایی که ادم رازمین می زند...


.پ.نوشت:اما ناامید نیستم میگن وقتی دلت شکست وقت گشایشه...

  • نظرات [ ۴ ]
پیـــچـ ـک
۱۴ آبان ۹۷ , ۱۳:۰۴
سلام

بچه میخوای؟ مگه چند وقته ازدواج کردید؟

پاسخ :

سلام...بله   
چیزی نیست ازدواج کردیم خانواده شوهرم داغونم کردن ...
من همش به شوهرم میگم صبر کن صبر کن یکم صبر کن عزیزجان...ولی ناامید شده..
از یه طرفی خانوادش میگن نکنه مشکل داری نکنه فلانی اخه اینا همشون سریک.ماه از عروسی باردار شدن ....
خیلی اذیت میشم وقتی مقایسه میکنن 
بانوی عاشق
۱۴ آبان ۹۷ , ۱۳:۵۰
سلام عزیزم
حق داری ناراحت بشی
منم اوایل ازدواجم از این مسائل داشتم البته پشت سرم جلو روم کسی حرفی نمیزد
ما 31 تیر عروسی کردیم و من 28 اسفند متوجه شدم باردارم
مامان منم ازون دسته آدمایی بود ه شب عروسیش حامله میشه ،طفلک همش پیگیر من بود و من با شرم گفتم ما کاری نمیکنیم که بخواد باردار بشم :دی و خیالش راحت شد مشکلی ندارم و خودمون فعلا قصدشو نداریم
وقتی خبر بارداری مو به مادر شوهرم گفتم
کلی ذوق کرد و بهم گفت که جاری بزرگه میگفه اینا(ینی من و همسرم)حتما مشکلی دارن که بچه دار نمیشن
حتی تا وقتی که شکمم قلمبه نشده بود هیچ کس باور نمیکرد من باردارم و دروغ میگیم
بعد زایمانم همه ی خواهر شوهرا یکصدا میگفتن فلانی کلی پش سر حرف زده که تو باردار نیستی و الکی میگی
اینا که گذشت
ولی مهم ترین چیز در بارداری من این بود که اصلا به این قضیه فکر نمیکردیم
اصلا نگران نبودیم
هیچ وقت رابطه مون به قصد بارداری نبود و استرسی به خودمون راه نمیدادیم
و خدا یهویی این گل پسر رو به ما هدیه داد
از خدا میخوام این یهویی رو هم برای تو هم درنظر بگیره
چون به نظرم این یهویی خیلی شیرین تره تا چشم انتظاری
همش خدارو شاکرم که نذاشت چشم انتظار این لطفش بمونم

پاسخ :

عزیزم خدا کوچولوی نازتو بهت ببخشه ..
ان شا الله توکل  بخدا
پیـــچـ ـک
۱۴ آبان ۹۷ , ۱۳:۵۹
ببین! تا ازدواج نکردی ملت هی میگن پس کی ازدواج میکنی؟ وقتی ازدواج کنی، ملت هی میگن پس بچه نمیارید؟ سریع هم رگ دلسوزیشون میگیره که نکنه مشکلی داری عزیزممم؟وقتی بچه اولو بیاری هی میگن پس کی دومی رو میاری؟ دوست نداری دیگه...و همین طور الی آخر...و اگرم بیشتر از سه تا بیاری هی میگن: وااااا! چه خبرتهههه؟ مهد کودک میخوای راه بندازییی؟
خلاصه که کلی بگم ملت فضول تشریف دارن! تو به خودت نگیر! قصدی هم ندارنا! همش از سر دلسوزیه. نباید استرس بگیری برای این که اگر استرس بگیری هم نمیتونی زندگیتو مدیریت کنی و هم نمیتونی به خواسته هات که حتی بچه دار شدن هم باشه برسی.

به حرف هیچ کس هم در مورد اصول و موارد مهم زندگیت تصمیم نگیر! مگه فامیل(چه فامیل خودت و چه فامیل شوهرت) میخوان بچه رو تربیت کنن؟ مگه دیگران میخوان خرج بچه رو بدن؟ این یه تصمیمیه که باید فقط پدرو مادر بگیرن نه کس دیگه!

تو خودت باید امیدوار باشی شوهرتو ول کن. تو تحت تاثیر نباشی شوهرت هم این حرفا رو رها میکنه. روی خودتم خودت عیب نذار.
 حالااااگر یک سال با شرایط خاصی اقدام داشتید و حامله نشدی اون وقت برو دکتر. نگران هم نباش از هر چهار تا زوج یکیشون ناباروری موقت میگیرن. چیز عجیب غریبی نیست. من خودم هم ناباروری ثانویه داشتم. اصلا نادر و عجیب نیست. 

پاسخ :

اره مردم همه چی میگن
منم حساس نبودم ولی سراین مسئله دل نازک شدم .....
ان شا الله امیدواریم...
ممنون از دلگرمیت خواهر
دخترک مژده
۱۵ آبان ۹۷ , ۱۹:۰۱
سلام
چی بگم؟!من هنوز به ازدواجش نرسیدم چه برسه به بچه!....
ولی اینقدر رومیدونم که باید دوطرف کاملا آمادگی تربیت یه بچه رو داشته باشند!اینقدر خودشون از لحاظ عقلی بزرگ شده باشند که برای بچه الگو بشوند!
نبایدم همون اول زندگی بچه به دست شد!چون دیگه دنیای دونفره تون،خیلی زود تموم میشه و بعدشم به سختی برای همدیگه وقتی خواهیدداشت!
ازطرفی هم نباید فاصله سنی تون با بچه زیاد باشه!چون توی دوران نوجوانی،براش جهنم درست میکنید!
سربزنید

پاسخ :

سلام و علیکم السلام....

امر امر رهبریه عزیزم ...

فرصت ها خیلی کوتاهند 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بسم الله ......

" همـسر" یعنی " همسفــــر تا بهشت"

در پیوند ازدواج قرار نیست دونفر به هم برسنـــد!

قرار است با هم به "خـــــــــــدا" برسنــــــد!

" همـسر" یعنی " همسفــــر تا بهشت"
Designed By Erfan Powered by Bayan